مجله «گیله‌وا» شماره ۱۸۵ منتشر شد

شماره جدید فصلنامه فرهنگی، هنری و پژوهشی ـ گیلان‌شناسی «گیله‌وا»، شماره ۱۸۵، سال سی‌وچهارم، زمستان ۱۴۰۴، به دو زبان گیلکی و فارسی و به همّت استاد محمدتقی پوراحمد جکتاجی در هفته جاری منتشر شد. در این شماره، مجموعه‌ای از مقالات تاریخی و فرهنگی گیلان از جمله: اندیشمندان گیلان در گذشته: چهاردهی‌ها، نوشته مسعود ربیعی‌فر؛ پژوهشی در زندگی پیرسلیمان دارابی، اثر رسول سعیدی‌زاده؛ و شاعری بزرگ از دارالمرز گیلان، بلبل گیلانی، نوشته علی‌محمد یارلو، منتشر شده است.

در بخشی از مقاله «پژوهشی در زندگی پیرسلیمان دارابی» به قلم رسول سعیدی‌زاده آمده است: «شیخ سلیمان بنی‌دارابی رشتی»، مشهور به «پیرسلیمان» و مدفون در رشت، بر پایۀ کتیبۀ موجود از عارفان برجستۀ اواخر دورۀ تیموری به‌شمار می‌رود. بقعۀ سلیمان‌دارای که از دورۀ قاجار تاکنون برای سهولت تلفظ به‌صورت «سلیمان داراب» (در لهجۀ محلی «سولیمان داراب») شناخته می‌شود، در محله‌ای به همین نام در جنوب شهر رشت قرار دارد. امروزه این محل در محدودۀ شهری واقع است.

تکمیل پژوهش‌های انساب با داده‌های زیستی

یادداشت «گزارشی از نشست علمی تکمیل پژوهش‌های انساب با داده‌های زیستی» در صفحه اول روزنامه سوال جواب، شنبه دوم اسفند 1404 منتشر شد. در بخشی از این گزارش آمده است:

نشست تخصصی «هم‌افزایی اسناد تاریخی و ژنتیک؛ روش‌شناسی تکمیل پژوهش‌های انساب با داده‌های زیستی» روز دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ با حضور پژوهشگران حوزه تاریخ و علوم زیستی، به همّت گروه تاریخ و سیره اهل‌بیت(ع) و انساب بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در تالار شیخ طوسی برگزار شد. در این نشست، ظرفیت‌های میان‌رشته‌ای برای افزایش دقت در پژوهش‌های انساب مورد بررسی قرار گرفت.

دکتر دامون نشتاعلی، متخصص بیوانفورماتیک و تحلیل داده‌های ژنتیکی، مبانی علمی مطالعات ژنتیکی را تشریح کرد و ضمن توضیح ساختار DNA و فرایند توالی‌یابی، بیان داشت: مطالعات ژنتیکی، به‌ویژه از طریق بررسی نشانگرهای خاص در کروموزوم Y، می‌تواند در شناسایی قرابت‌های پدری میان افراد و خاندان‌ها مؤثر باشد. با این حال، این داده‌ها تنها نشان‌دهنده قرابت زیستی‌اند و تعیین انتساب تاریخی به شخصیت‌هایی چون ائمه اطهار(ع) نیازمند زنجیره مستند تاریخی و شواهد اسنادی مکمل است. بنابراین، ژنتیک در کنار تاریخ معنا می‌یابد و جایگزین مدارک مکتوب نیست.

در بخش دیگر نشست، رسول سعیدی‌زاده، پژوهشگر تبارشناس، ضمن اشاره به سابقه نظریه علمی اثبات سیادت با تکیه بر داده‌های ژنتیکی - که از ابتکارات نظری خود اوست – به نظر دکتر محمدصادق فلاح، متخصص ژنتیک مولکولی و عضو هیئت علمی مرکز پژوهش‌های ژنتیک انسانی کوثر، و دکتر ریحانه سیدابراهیمی، استادیار علوم تشریحی دانشگاه علوم پزشکی قم، در تأیید وجود جدّ مشترک در سادات پرداخت.

در پایان، حاضران با طرح پرسش‌هایی درباره دقّت روش‌های ژنتیکی، نحوه نمونه‌گیری، ملاحظات اخلاقی و نسبت داده‌های زیستی با اسناد تاریخی، وارد گفت‌وگوی علمی شدند و سپس بر ضرورت استمرار گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای در مطالعات انساب تأکید شد.

جامعه ایران دوپاره نیست

یادداشت «جامعه ایران دوپاره نیست، متکثر است»، اول اسفند 1404 در پایگاه خبری و تحلیلی و بین رسانه ای پُرسون، به آدرس https://purson.ir/fa/content/1192821، منتشر شد. این یادداشت بار دیگر در تاریخ سوم اسفند تحت «از شکاف تا تفاهم؛ راهی برای بازسازی اعتماد ملی»، در پایگاه خبری تحلیلی باز باران خبر، به آدرس: https://bazbarankhabar.ir/?p=43311، انتشار یافت. این یادداشت همچنین در روز دوشنبه 4 اسفند 1404 به نام «از شکاف تا تفاهم؛ راهی برای بازسازی اعتماد ملی»، در سرمقاله روزنامه سوال جواب، به چاپ رسید. در پایان این یادداشت سیاسی آمده است:

کاهش دوقطبی‌سازی نه با حذف یک دیدگاه، بلکه با پذیرش تکثّر و شنیدن یکدیگر ممکن است. سه گام کلیدی کاهش فشارهای اقتصادی، بازسازی اعتماد عمومی، و ایجاد بستر واقعی برای گفت‌وگو، در این مسیر لازم است. البته دوقطبی‌شدن جامعه یک‌شبه پدید نیامد و یک‌شبه نیز از میان نمی‌رود؛ اما با اراده سیاسی، تقویت نهادهای میانجی و ارتقای سواد رسانه‌ای، می‌توان آن را مدیریت کرد.

جامعه ایران بیش از آن­که دوپاره باشد، چند صداست. هنر حکمرانی و مسئولیت نُخبگان آن است که این چند صدایی را به فرصت گفت‌وگو بدل کنند، نه میدان تقابل با همدیگر. آینده پایدار، نه از راه مرزبندی صفر و صدی، بلکه تنها از مسیر درک متقابل و تمرکز بر منافع مشترک عبور می‌کند.

دوستی با روسیه

یادداشت «روسیه دوست روزهای دشوار نیست!»، در صفحه اول سوال جواب، دوشنبه 27 بهمن 1404، به چاپ رسید. این یادداشت در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1404 در پایگاه خبری تحلیلی باز باران خبر به آدرس: https://bazbarankhabar.ir/?p=43166 منتشر شده بود. در بخشی از این سرمقاله آمده است:

روسیه در بزنگاه‌های حساس، به‌ویژه زمانی که فشارهای سیاسی یا امنیتی اوج می‌گیرد، از ایفای نقش واقعی در دفاع از هم‌پیمانان خود شانه خالی می‌کند. نمونه روشن این رفتار را می‌توان در قبال صربستان در جریان بحران کوزوو، ارمنستان در جنگ قره‌باغ، و حتی سوریه در سال‌های نخست بحران مشاهده کرد؛ جاهایی که مسکو یا عقب‌نشست کرد و یا متحدانش را به پذیرش شکست واداشت. آنچه در ظاهر دوستی جلوه می‌کند، در عمل چیزی جز یک معامله موقت و قابل‌فسخ نیست.

سیاست خارجی کرملین بر پایه وفاداری یا آرمان مشترک بنا نشده؛ بلکه بر اساس محاسبه‌گری دقیق و منفعت‌جویانه شکل گرفته است. هدف اصلی نه ایجاد یک بلوک پایدار، بلکه افزایش قدرت چانه‌زنی با غرب ـ به ویژه آمریکا ـ و بهره‌برداری از متحدان برای تقویت موقعیت خود در معادلات جهانی است. در این چارچوب، کشورهای نزدیک به روسیه نه شریک، بلکه ابزارند؛ ابزارهایی ارزشمند که منافع آنی مسکو را تأمین کنند. به محض تغییر شرایط، این ابزارها به‌سادگی کنار گذاشته می‌شوند.

راه درست مواجهه با ترامپ

یادداشت سیاسی «روان شناسی قدرت در برابر سیاست تهدید»، در صفحه اول روزنامه گیلان امروز، یکشنبه، 26 بهمن 1404، به چاپ رسید. این یادداشت به زودی در پایگاه اینترنتی منتشر خواهد شد. در بخشی از این یادداشت سیاسی آمده است:

از منظر روان‌شناسی، یکی از محرک‌های بنیادی رفتار ترامپ نیاز شدید به توجه و تأیید است. او از تحسین تغذیه می‌کند و از بی‌توجهی آسیب می‌بیند. واکنش‌های تندش به انتقاد، بیشتر بازتاب این حساسیت است تا نشانه قدرت. ازاین‌رو حمله مستقیم، تمسخر یا تحقیر، معمولاً نتیجه معکوس دارد و او را به مرکز صحنه بازمی‌گرداند. در مقابل، خونسردی، اتکا بر واقعیت‌های مستند و پرهیز از شخصی‌سازی منازعه، توانِ اثرگذاری او را کاهش می‌دهد.

ترامپ سیاست را چونان میدان تجارت صحنه‌ای از برد و باخت می‌بیند. در چنین ذهنیتی، اخلاق، فرایند دموکراتیک و منافع بلندمدت جایی کم‌رنگ دارند. راهبرد مؤثر در برابر او، تغییر قاب ذهنی بازی یعنی تأکید بر اینکه قدرت واقعی در ثبات، عقلانیت و دیپلماسی پایدار نهفته است، نه در تهدید و تحقیر. این بازقاب‌سازی، منطق برد - باختِ محبوب او را به چالش می‌کشد.

تفرقه و شکست ملی

سرمقاله سیاسی «وقتی اختلاف داخلی، بزرگ‌ترین تهدید می‌شود» در صفحه اول روزنامه سوال جواب، سال دوازدهم، شماره 2909 یکشنبه 19 بهمن 1404 به چاپ رسید. این یادداشت به زودی در پایگاه اینترنتی منتشر خواهد شد. در بخشی از این سرمقاله آمده است:

چهار جریان اصلی در سیاست ایران ـ اصول‌گرایان، اصلاح‌طلبان، اعتدال‌گرایان و مستقل‌ها ـ هر یک بخشی از جامعه و واقعیت سیاسی کشور را نمایندگی می‌کنند. اختلاف نظر میان آن‌ها نه‌تنها طبیعی، بلکه برای پویایی سیاسی ضروری است. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این اختلاف‌ها به حذف، تخریب و بی‌اعتبارسازی متقابل می‌انجامد؛ جایی که منافع جناحی، جای منافع ملی را می‌گیرد و پیروز شدن بر رقیب داخلی مهم‌تر از ایستادگی در برابر تهدید بیرونی می‌شود.

در شرایطی که احتمال اقدام مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا علیه ایران همچنان به‌صورت یک سناریوی جدّی مطرح است، تداوم اختلافات داخلی بیش از هر زمان دیگری نگران‌کننده می‌نماید. فشارهای خارجی در پیرامون ایران و هم‌صدایی برخی مخالفان خارج‌نشین با این سیاست‌ها نشان می‌دهد که تهدید، صرفاً ذهنی نیست. در چنین فضایی، تفرقه داخلی به‌طور واقعی به عاملی تشدیدکننده ضعف ملّی بدل می‌شود؛ و تجربه نشان داده است که ملّت‌ها، پیش از حمله خارجی، ابتدا با فرسایش وحدت داخلی از پا درمی‌آیند.

صدا و سیما و مشکل مخاطب

یادداشت اجتماعی «چرا صدا و سیما مخاطب خود را از دست می دهد؟»، در صفحه اول گیلان امروز، شماره 6921، سه شنبه 14 بهمن 1404، به چاپ رسید. این یادداشت انتقادی در 18 بهمن 1404 در پایگاه اینترنتی فرارو به آدرس: https://fararu.com/fa/news/947151 منتشر شد. در بخشی از این یادداشت آمده است:

انحصار رسانه‌ای، چه در حوزه تولید محتوا و چه در ساختار توزیع، به‌تدریج شکافی عمیق میان روایت رسمی و واقعیت زیسته مردم ایجاد کرده است. هنگامی که رسانه ملی، به‌جای بازتاب دادن طیف متنوع دیدگاه‌ها، بر یک روایت واحد و گزینش‌شده پافشاری می‌کند - به‌ویژه در پوشش رویدادهای سیاسی و اجتماعی - مخاطب به‌طور طبیعی برای یافتن روایت‌های مکمل یا متفاوت، به منابع دیگر رجوع می‌کند. این میل به کامل‌دیدن واقعیت، مخاطب را به سمت رسانه‌هایی سوق می‌دهد که اگرچه گاه از اعتبار حرفه‌ای کمتری برخوردارند، اما در سرعت، تنوع و جسارت روایت، دست بالاتری دارند.

راه برون‌رفت از این وضعیت، نیازمند تعهدی جدّی به تغییر رویکرد است؛ تغییری که بر سه محور اصلی اعتمادسازی از طریق شفافیت و پایبندی به حقیقت، افزایش جذابیت از راه نوآوری در فرم و تمرکز بر دغدغه‌های واقعی مردم، و عملیات‌گرایی برای رقابت‌پذیری در سرعت و کیفیت انتشار استوار باشد. در این میان، ایجاد شبکه‌های تلویزیونی متنوع‌تر با مدیریت افراد باتجربه و مورد اعتماد نیز می‌تواند به احیای سرمایه اجتماعی رسانه رسمی کمک کند.

مانع پیشرفت ایران

یادداشت اجتماعی «رقابت برای حذف، مانع پیشرفت ملی» در تاریخ 9 بهمن 1404 در پایگاه اینترنتی نوید تهران به آدرس https://navidetehran.ir با کد خبر 49683 منتشر شد و سپس بار دیگر در روز شنبه 11 بهمن 1404 تحت عنوان «جریان‌های سیاسی و بن‌بست برنامه‌ریزی ملی»، در پایگاه خبری تحلیلی باز باران خبر به آدرس https://bazbarankhabar.ir/?p= 42927، باز نشر گردید. این یادداشت تحت عنوان «جریان های سیاسی و بن بست برنامه ریزی ملی» در سرمقاله روزنامه سوال جواب روز دوشنبه 13 بهمن 1404 به چاپ رسید. در بخشی از این سرمقاله آمده است:

چهار جریان عمده سیاسی اصول‌گرایان، اصلاح‌طلبان، عدالت‌خواهان و تکنوکرات‌های میانه‌رو، ستون‌های اصلی فضای سیاسی ایران را تشکیل می‌دهند، اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند یک برنامه ملی پایدار و همگرا برای توسعه کشور ایجاد کنند. اصول‌گرایان با تأکید بر حفظ ارزش‌ها و مقاومت در برابر تغییر، بسیاری از تحولات لازم اقتصادی و مدیریتی را معطل گذاشته‌اند. در مقابل، اصلاح‌طلبان درگیر آرمان‌گرایی و منازعات درونی شده و به جای ساختاردهی به نظام سیاسی و اقتصادی، در هاله‌ای از شعارهای آزادی و جامعه مدنی گرفتار مانده‌اند. عدالت‌خواهان نسل جدید، با همه شور و صداقتشان، هنوز به بلوغ اجرایی و برنامه‌محور نرسیده‌اند. و تکنوکرات‌های میانه‌رو نیز که می‌توانستند طرحی کارآمد برای کشور پیاده کنند، اغلب در لایه‌های محافظه‌کاری و مصلحت‌سنجی گرفتارند.

ایران بیش از هر چیز، به اجماع عقلانی برای آینده نیاز دارد؛ اجماعی که از سیاست‌زدگی به سوی خرد جمعی حرکت کند. بدون آن، هیچ‌یک از جریان‌ها - حتی با نیت خیر- نمی‌توانند بار تاریخی عقب‌ماندگی را بر زمین بگذارند.

شناسنامه های گیلان

یادداشت اجتماعی «آتش در شناسنامه های گیلان، گیلان و گذشته ای که سوخت»، در صفحه دوم روزنامه گیلان امروز، شماره 6914، یکشنبه 5 بهمن 1404، به چاپ رسید. این یادداشت به زودی در پایگاه اینترنتی منتشر خواهد شد. در بخشی از این یادداشت انتقادی آمده است:

استان گیلان با پیشینه‌ای کهن، تنوع قومی و فرهنگی، و سبک زندگی منحصربه‌فرد مردمانش، یکی از گنجینه‌های کم‌نظیر میراث فرهنگی ایران به‌شمار می‌رود. معماری بومی سازگار با اقلیم مرطوب، بناهای تاریخی، آیین‌ها، موسیقی محلی، پوشش‌های سنتی و غذاهای بومی، همگی بازتاب پیوند عمیق مردم این خطه با طبیعت و تاریخ‌اند. این میراث، افزون بر تقویت هویت منطقه‌ای، ظرفیتی مهم برای آموزش نسل‌های آینده و توسعه گردشگری پایدار به حساب می‌آید.

در اغتشاشات اخیر، افزون بر خسارت‌های اقتصادی و اجتماعی فراوان، ضربه‌ای دردناک بر پیکر نحیف میراث فرهنگی گیلان وارد شد. ضربه‌ای که آثار آن نه‌تنها امروز، بلکه در حافظه تاریخی این سرزمین باقی خواهد ماند.

میراث فرهنگی سرمایه‌ای ملی است؛ سرمایه‌ای که اگر از دست برود، نه با پول بازمی‌گردد و نه با وعده. ما امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند عزم جدّی، برنامه‌ریزی دقیق و مشارکت همگانی برای پاسداری از این میراث هستیم. بی‌تفاوتی امروز، فردا را تهی از هویت و گذشته خواهد کرد؛ و جامعه‌ای که گذشته‌اش را بسوزاند، آینده‌اش را نیز در آتش خواهد دید.

طبقه متوسط

یادداشت اجتماعی «تهیدست شدن طبقه متوسط؛ بحرانی فراتر از اقتصاد»، در سرمقاله روزنامه سوال جواب، شماره 2900، یکشنبه 5 بهمن 1404 به چاپ رسید. این یادداشت تحت عنوان «چرا طبقه متوسط ایران در حال ناپدید شدن است؟» در تاریخ 8 بهمن 1404 در پایگاه خبری و تحلیلی و بین رسانه ای پُرسون، به آدرس 1170776/https://purson.ir/fa/content منتشر شد. در بخشی از این سرمقاله انتقادی آمده است:

نخستین و مهم‌ترین عامل کوچک­تر شدن طبقه متوسط، تورّم مزمن و افسارگسیخته در کشور است. افزایش مداوم قیمت‌ها، به‌ویژه در حوزۀ کالاهای اساسی، مسکن، درمان و آموزش، قدرت خرید خانوارهای متوسط را به‌شدت کاهش داده است. حقوق و دستمزدها نه‌تنها همگام با تورّم رُشد نکرده‌اند، بلکه در بسیاری موارد از آن عقب مانده‌اند. نتیجه آن است که خانواده‌هایی که تا چند سال پیش زندگی آبرومندانه‌ای داشتند، امروز برای حفظ سطح معیشت خود ناچار به حذف آموزش باکیفیت، درمان مناسب یا پس‌انداز شده‌اند.

کوچک­تر ‌شدن طبقۀ متوسط جامعه، فقط نشانۀ فشار اقتصادی نیست؛ نشانۀ فرسایش امید اجتماعی است. اگر این روند مهار نشود، جامعه‌ای دوپاره به نام طبقه فقیر و طبقه غنی با شکاف‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی، شکل خواهد گرفت. از این رو، حفظ و تقویت طبقۀ متوسط، ضرورتی برای ثبات و توسعۀ پایدار کشور ایران است.